دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم

شوک نهایی ای که در انتهای داستان های سلینجر به مخاطب وارد میشود از جنس معماهای کارآگاهی و جنایی نیست..سالیجر مخاطب را در فضای آشنایی که خاتمه اش حدس زندنی است شناور نگه میدارد و در انتها تمامی تصورات ذهنی اش را به یکباره نقش برآب میکند..به طور مثال در هفتمین داستان این کتاب ما مواجه هستیم با مردی در بستر خواب که با تلفنی که به وی میشود و گفتگوهایی که صورت میگیرد و فضایی که مجسم شده خیال میکنیم که در حقیقت کسی است که با همسر دوستش در ارتباط است و حالا دوستش بی خبر از همه جا برای حفظ بنیان زندگی اش دست به دامان وی شده و از او مشورت و راهنمایی میخواهد..در آخر با شوکی مواجه میشویم که تصور ما را بر هم میریزدو با مرور داستان میبینیم که هیچ جای داستان نشانه ای از بوالهوسی مرد نبوده اما ما صرفا بر اساس المان های مشکوکی که بوده درباره ی وی قضاوت بر یقینی داشته ایم. دیوید سالینجر در داستانهایش علاوه بر نکوهش دنیای بزرگسالان و روابط مسموم بین آدمها دعوت دوباره ای دارد به اینکه اشیا..آدمها...و زندگی را با نگاهی دیگر و با دیدی دیگر از نو ببینیم. این کتاب با ۹ داستان و مقدمه ای کامل و خواندنی بر زندگی نویسنده توسط نشر ققنوس به چاپ رسیده است.