عطر خوش یک زن

عطر خوش یک زن توسط مارتین برست و شرکت یونیورسال استودیوز در سال 1992
ساخته شد.
داستان فیلم دقیقآ از جایی پرکشش و جذاب میشود که آل پاچینو در نقش کلنل بداخلاق و زورگو که از قضا در جنگ نابینا شده تصمیم میگیرد آخر هفته را در نیویورک سیتی سپری کند...سفری به همراهی چارلی محافظه کار و جوان (چارلی دانشجوی فقیریست که قرار است برای تامین هزینه سفر به خانه در ایام کریسمس یک آخر هفته را به مراقبت از کلنل بازنشستهء ارتش بپردازد)
این سفر دنیای جدیدی را به چارلی میشناساند دنیایی که در آن لذت بردن هدف غایی زندگی تصویر میشود...لذت از نوشیدن و آشامیدن, معاشرت و رقص و البته زنان...برای کلنل هیچ چیزی لذت بخش تر از تماس و مراوده با زنان نیست...رایحه شان,لمسشان, بوسیدنشان...
به جرئت میتوان گفت برگ برنده این فیلم آل پاچینو است که توانسته به بهترین شکل ممکن از پس نقش کنلنل نابینا بر بیاید و یکی از بهترین و ماندگارترین نقش های خودش را به تصویر بکشد تا جایی که پس از 8 بار نامزد شدن در سال های مختلف برای اسکار بالاخره به خاطر این فیلم موفق به کسب این جایزه شد.
از سکانس های جذاب این فیلم میتوان به رقص تانگو فوق العاده آل پاچینو اشاره کرد که واقعا زیبا و دوست داشتنی از کار در آمده...
عطر خوش یک زن دیالوگ های به یاد ماندنی و تاثیر گذاری هم دارد مثل :
- فرانک اسلید(آل پاچینو) : تو زندگیم هر وقت به یه دو راهی رسیدم ، بدون استثنا می دونستم راه درست کدومه ، ولی همیشه راه غلط رو انتخاب کردم.می دونی چرا؟چون راه درست لعنتی همیشه سخت تر بود!
- زن ها...
نظرت در مورد اونها چیه؟
کی خلقشون کرده؟
خدا باید یه نابغه بوده باشه!
موهاشون..
بعضیها میگن مو همه چیزه، میدونستی؟ تا حالا دماغت رو در اعماق موهاشون بردی و اینکه بخوایی اونجا تا ابد خوابت بگیره؟
یا لبهاشون
وقتی با لبهات تماس پیدا میکنه مثل اون اولین جرئه از آب گوارا هستش که پس از گذر از یک صحرا مینوشی
