راستش من تصمیم گرفته بودم همه چیز را بگویم . دست خودم نبود ک با یک تشر رنگم می پرید و با یک سیلی تنبانم را خیس میکردم این طور بارم آورده بودند ک بترسم. از همه چیز. از بزرگتر ک مبادا بهش بربخورد؛ از کوچکتر ک مبادا دلش بشکند؛ از دوست ک مبادا برنجد و تنهایم بگذارد؛ از دشمن ک مبادا برآشوبد و به سراغم بیاید...

 

چاشنی پاراگراف این هفته با اخوان ثالث :

زندگی شاید همین باشد

یک فریب ساده و کوچک

انهم از دست عزیزی ک تو دنیا را جز برای او

و با او نمیخواهی

 

رضاقاسمی (نویسنده ایرانی تبار ساکن پاریس)

پاراگراف و نقل قول های انتخابی شما : کلیک