آره ، دارم دروغ میگم. دارم میرم شیره کش خونه. معتاد شدم، میخوام برم جُرم و جنایت کنم. مگه نمیدونی مامان، من لایِ مجله فیلمام یه مسلسل قایم میکردم باهاش آدم میکشم تا صبح، بعد دم صبح دوباره میرم شیره کش خونه. بعد واسه این که کسی نشناستم سبیل مصنوعی میذاشتم. حالا دیدی ؟ فهمیدی چرا شبا هذیون میگم؟ برای اینکه یک گروه مافیایی دنبالم؛ میخوان خونمون و با دینامیت بفرستن هوا ...
یه چیزی بهت بگم مامان؛ آدم بمیره بهتر از اینه که خُل باشه ولی فکر کنه سالمه ...



اینجا بدون من، بهرام توکلی، 1389

دیالوگ ها یا صحنه های ماندگار شما از این فیلم کدامند؟

بخش مسابقه حدس دیالوگ (کلیک کنید)