بخش پاراگراف - نادر ابراهیمی

مگذار زمان، پشیمانی بیافریند.به زندگی بیندیش با میدانگاهی پهناور و نامحدود.به زندگی بیندیش که می خواهد باز بازیگرانش را با دست خویش انتخاب کند.به روزهای اندوه باری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد.و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را برنمی گرداند..در آن لحظه ای که تو یک آری را با تمام زندگی تعویض می کنی، در آن لحظه های خطیر که سپر می افکنی و می گذاری دیگران به جای تو بیندیشند،در آن لحظه هایی که تو ناتوانی خویش را در برابر فریادهای دیگران احساس می کنی،در آن لحظه ای که تو از فراز، پا در راهی می گذاری که آن سوی آن، اختتام تمام اندیشه ها و رویاهاست،در تمام لحظه هایی که تو میدانی، می شناسی و خواهی شناخت، به یاد داشته باش که روزها و لحظه ها هیچگاه باز نمی گردند.به زمان بیندیش و شبیخون ظالمانه زمان.
• چاشنی پاراگراف این هفته با سید علی صالحی:
اشتباه میکنند بعضی ها که اشتباه نمیکنند...
باید راه افتاد
مثل رودها که بعضی به دریا میرسند
بعضی هم به دریا نمیرسند
رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد...
• نادر ابراهیمی (داستان نویس معاصر)
• پاراگراف های انتخابی و دوست داشتنی شما : کلیک